ای عشق - اشعار
فهرست
کاربران آنلاین
» مهمانان آنلاین: 2

» اعضای آنلاین: 0

» کل اعضا: 41
» جدیدترین عضو: شاهرخ جوکار
ورود
نام کاربری

گذرواژه



آیا هنوز عضو نشده اید؟
برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
برای درخواست یک گذرواژه جدید اینجا را کلیک کنید.

 

 

تصاویر سایت: 2.jpg

 

تصاویر سایت: 3.jpg

 

تصاویر سایت: 5.jpg

 

تصاویر سایت: 6.jpg

 

تصاویر سایت: 7.jpg

محشر اکبر
محشر اکبر

داد از آن اشک که بر زاده حیدر باشد


شاهد بی سر
شاهد بی سر

آن لحظه که در عزای اکبر بودی
یادآور زخم های حیدر بودی


"را" ی مفعولی
"را" ی مفعولی

طعم خورشید چو از باغچه منها شد و رفت

باغبان مات پریشانی گلها شد و رفت


شهر چشمانت .....
شهر چشمانت .....

چقدر بی تو پر از روزهای پاییزم
چه دردها که درون خودم نمی ریزم


تنهایی
تنهایی

باران بغض آلود چشمانم


پرچین نگاه
پرچین نگاه

هنوزم پشت پرچین نگاهت

نشون از غربت پاییز داری


غزل تنهایی
غزل تنهایی

سنگر بدون یک نگهبان پیر می شد

دیگر خودش با دشمنش درگیر می شد


پاییز
پاییز

پاییزرسیدو سبزی از برگ گرفت

چون زلزله استواری از ارگ گرفت


کوچ
کوچ

ماشاهد کوچ سرخ یاران هستیم

غمدیده مرگ کوهساران هستیم


پیچ و تاب
پیچ و تاب

دیر آمدی در کوچه گل کرده پری ها

هی پیچ و تاب افتاده زیر روسری ها



اعضای انجمن