ای عشق - اشعار
فهرست
کاربران آنلاین
» مهمانان آنلاین: 2

» اعضای آنلاین: 0

» کل اعضا: 41
» جدیدترین عضو: شاهرخ جوکار
ورود
نام کاربری

گذرواژه



آیا هنوز عضو نشده اید؟
برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
برای درخواست یک گذرواژه جدید اینجا را کلیک کنید.

 

 

تصاویر سایت: 2.jpg

 

تصاویر سایت: 3.jpg

 

تصاویر سایت: 5.jpg

 

تصاویر سایت: 6.jpg

 

تصاویر سایت: 7.jpg

گل خدا
گل خدا


به سیر باغ رفتم در سپیده

گلی دیدم که آنرا کس نچیده


ترور
ترور

کوچه ها سرد وآسمان تاریک
مرگ آید قدم قدم نزذیک


بلوغ درد
بلوغ درد

باید که بلوغ درد را بشناسیم
انگیزه این نبرد را بشناسیم


ای رسته بر دیوارها
ای رسته بر دیوارها

کاشکی چون خوشه های نارس گندم

کودکان شهر ما را باز

می گرفتی زیر پستان

شیر می دادی


24 بهمن ماه سال 1345 ساعت 4 بعدازظهر، فروغ و "سفر حجمی در خط زمان" و ...


* * * * *

عاشق زنده
عاشق زنده

عاشق شده بلبل به خیالش زنده است

شوری است به دل، به هر دوبالش زنده است


تب ذاشتم
تب ذاشتم

زندگی را مادرم می باخت من تب داشتم

دانه ی تسبیح می انداخت، من تب داشتم


سیاهی سحر
سیاهی سحر

بگذار که شب دوباره پر باز کند

بگذار سکوت تازه آواز کند




اعضای انجمن